دوراهی آخره راهه دعا خوندی صداکردی خداحافظ گل نازم - خدایا یار یارم باش آهاي مردم بياييد اينجا داره میمیره از غصه آهاي ليلا منه مجنون نگو تقدیر من نحسه دنیارو از گوساله خالی کن! دوستت دارم، پشت دیوار یه نفر تک و تنها مونده دوستان اگه مایلید شرح حال این شعر رو بخونید به ادامه مطلب به مراجعه کنید! تا خبر آرد ز گلستان صبا هر نفسش آتش و آهش چو نی با دم عیسی و رخ یوسفی خواند وُرا قافله سالار عشق گفت بیاید که شبم سر شود چشم به ره داشت و دل در سماء عاقبت از قافله آمد خبر او همه آگه شد و ما بیخبر آنکه چون پروانه بر آتش نشست چمدونم پر از خالی دارم قلبم رو میبینم هنوز چشماش یه کم خیسه حالا آروم خوابیده بخواب آروم دل نازم بخواب آروم دل نازم! آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست/عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی خونه به خونه عطر عشق کوچه به کوچه لحظه ها با احترام به مخاطبین عام، این شعر یه کم خاصـــــــــّه! اما تو احساس منی حس تو مثه آتیشه، گر میگیره تو لحظه هام اما تو احساس منی شاخه گلم رو میشکنی، قلبمو آتیش میزنی وای که تو احساس منی حس تو احساس منه! کسی نمیخواد بدونه کتاب سرگذشته من سنگ صبور من تویی چشمامو میبندی و من ایشالا همیشه شاد و خوشحال باشید! قربون همه شما زیبا پری عاشق یه وقتایی دلم تنگه یه چند وقته دلم تنگه بالاخره "صد سال تنهایی" به آخر رسید! و تعبیر تابلویی که با خط درشت نوشته بود: یکی بود یکی نبود "السَّلاَمُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ، السَّلاَمُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ" وقتی شبا دل تنگه و با گریه ها میجنگه و وقتی که تنهایی میری تو لحظه های بی کسی می دونستی خونه قلبم تو که بی خدا فظی رفتی زیر بارون میشکنه بغضم رفتی اما خاطرت جاموند شایدم یه روزی برگردی تو خاطرات گم شده اش همیشه پشت پنجره میگه یه شب دیده تو خواب راستشو بخواید بیت آخرشو حذف کردم چون با این فضا همخون نبود و تو بودی در پس آیینه -------------------------------- از اول، تقدیر ما این بود اما هوای قلب من صافه امشب زمین دور تو میگرده امشب خدا همراه ما میشه دیگه باقیشو بیخیال دل و زدم به دریا نوشتم از همون روز بشی رفیق راهم ::عشقم تویی ستاره این دو روز زندگی میره علفای این زمین هرزه حس این جا حس زندونه خونه ی ما جنسش از نوره خوب اینم از آخرین پست سال ۸۹
رسیدیمو شروع میشه
من و یک راه طولانی
گل و دل کندن از ریشه
آهای غصه بریم دیره
آهای لبخند خدا حافظ
بریم چشمای بارونی
دل و دلبند خداحافظ
نگاه سمت معشوقم
همه رفتن، تو جاموندی
هنوز دلواپسی انگار
براش آروم دعا خوندی
"خدایای یار یارم باش
داره جون از تنم میره
نذار یک لحظه هم تنهاش"
دوراهی اومد از راهو
جدایی راه آخر شد
هنوز عاشق بودیم اما
چه زود این لحظه ها سر شد
خداحافظ همه جونم
میترسیدم از این لحظه
نمیتونی نمیتونم
خداحافظ اگه سخته
نگو چیزی، برو دنیام
تو میری، جون من میره
خداحافظ گل زیبام!
- جدایی راه آخر شد
- خداحافظ گلم عشقم
- چه زود این لحظه ها سر شد
و زیباترین خاطرات تو همیشه همراه من میماند
جایی که زیبایی لبخند هایت
شیرینی شوخ طبعی هایت
و زلالی بغض ها و گریه هایت
با بغض من در هم میامیزد
و آنگاه اشک هایم تمام احساسم را فریاد میزند
اما بی صدا ،
در سکوت
و در تنهایی!
اشک های بیصدایم را میشناسی
شانه های لرزانم را میشناسی!
و در تنهایی ام بی تو
همین اشکها هم یاد با تو بودن را برایم زنده میکند!
و می دانی هرکجا از این دنیا
قطره های باران
بغضم را میشکند!
تصویر بازی دستانی زیبا
با نخ هایی سر در گم
بغضم را میشکند!
و هر لحظه فکر نبودنت
یا همچون غریبه ای در رهگذری دوباره دیدنت
و شاید هرگز ندیدنت
بغضم را میشکند!
دوستت دارم!
و تو را دوست میدارم!
اکنون که ازمن دور میشوی
هر قدم برایت دعا میخوانم!
اکنون که تنهایم
برای تنها نبودنت!
اکنون که غمگینم
برای شاد بودنت!
اکنون که همه دنیایم از دست میرود!
برای بدست آوردن همه دنیا
برایت دعا میخوانم!
دوستت دارم!
و تو را دوست میدارم!
که مجنون داره ميميره
به هرکي ميرسه هرجا
سراغ از ليلي ميگيره
ميگه ليلاشو گم کرده
فقط زنده اس به اميدي
که شايد ليلي برگرده
میون شهره پرآشوب
همینطور خیره میمونه
با لیلایی که پیشش نیست
"غم شیدایی" میخونه
"کجایی دلبرم، نازم
پر از آتیش این سینه
چراغ زندگی، برگرد
دیگه چشمام نمیبینه
تو قلبم بوي عطر تو
دليل گردش خونه
همونجايي که تو نیستی
محل مرگ مجنونه
تو این تنهایی مي پوسم
واسه موندن تو اين دنيا
فقط عکساتو ميبوسم"
همین لحظه صدای پا
میگه: مجنون! بیا لیلا
ببین با قامت رعنا
ببین با خنده ای زیبا
همین لحظه جهان خاموش
نگاه لیلی و مجنون
سکانس آخره قصه
یکی شاد و یکی محزون
چه پایانه رمانتیکی
داره با گريه ميخنده
داره ليلا رو ميبينه
ولي چشماشو ميبنده
بد اوردی دل مجنون
جهان وارونس این روزا
دل لیلاتو دزدیدن
میدونم "سخته این اوضا"
ولی جانم جهان اینه
اگه دل دادی، وا دادی
خیال کردی که مجنونی
جوونی تو فنا دادی
نخون از خون و تیغ و رگ
یا بی در بودن دیوار
بیا بیرون از این بن بس
بیا مشکی نپوش اینبار
بگو خوبم بگو عالی
بگو دنیا رقیبم نیست
بگو خوشحال خوشحالی!
بگو از نو میام بالا
زمین خوردم؟ ملالی نیس
بگو میخوام، بگو میشه
تو این دنیا محالی نیس!
بگو خوبم بگو عالی
بگو خوشحال خوشحالی!
منطق اسیر پای چوبی نیست
گوساله ها چیزی نمیفهمن
گوساله بودن چیز خوبی نیست
وقتی علف خوردن هدف باشه
نوشخوارهم نوستالژیه رویاس
جایی که محصول بدن کوده
گندآبه هم گرمابه ای زیباس
:
اینجا پر از معبوده هر گوشه!!!؟؟؟؟
آیین خوبان هندی و ما بد
کودن ترین ها بهترین میشن
"سر خم که ای گوساله، گاو آمد"
:
سخته تحمل، طاقتم طاقه
تا میشه و هستم یه کاری کن
گوساله ها چیزی نمیفهمن
همین قدرش بسّه!
بدبختی مارو باش! ...جای خالی... که نیست طویله اس! ![]()
افتخارم میکنن! ![]()
حالا هرکسی بسته به وضعی که داره!
بیخیال!
اینم پیکسل مخصوص خودم: ![]()
پیش هم مثل قدیما
همه دنیا رو بگردیم
جدایی جداشه از ما
میخوام از شادی بخونم
دستاتو بگیرم از نو
زیر بارون و برقصیم
یه قدم من یه قدم تو
یه قدم من واسه بودن
واسه پرواز دوباره
یه قدم تو واسه موندن
واسه رفتن تاستاره
میشه از ابرا گذر کرد
اگه دستا بره بالا
میشه افسانه بسازیم
یکی مجنون یکی لیلا
میشه روی ماه و بوسید
وقتی ماه من تو هستی
تو که با خنده ی زیبا
کومه های غم و بستی
میخوام از شادی بخونیم!
میخوام از غصه جدا شیم
زیر بارون و برقصیم
پر بگیریم و رها شیم!
![]()
تو همیشه و هنوز عشق منی!![]()
![]()
![]()
(برای مشاهده کامل وبلاگ از مرورگر اکسپلورر استفاده کنید!)
کجاس سنگ صبورم کو
تو این تاریکی میمیرم
چراغ کم فروغم کو
کجاست اون مقصد روشن
یه عمره راهو گم کردم
کجا این شب سحر میشه
چه جوری میشه برگردم
آهای دنیا آهای دنیا
ازت دلگیر دلیگیرم
منو میبینی میخندی
دارم از گریه میمیرم
چرا مرحم نمیذاری
رو زخم دل ،که بیتابم
چرا قصه نمیخونی
شبایی رو که بی خوابم
دارم میسوزم از سرما
چرا آغوش گرمی نیست
چرا دنیا؟
پای اشکام
دیگه دستای نرمی نیست
آهای دنیا خدا حافظ
دیگه سخته برام موندن
خداحافظ همونجایی
که شرط عشق و میخوندن
قمار عشق و می بردم
خیال کردم چقدر زیباس
ندونستم تو این بازی
برنده تا ابد تنهاس!
یه عمری عاشق و تنها
رو شونم کوهی از غم بود
ولی حالا دارم میرم
که رفتن مرگ ماتم بود
آره دنیا خداحافظ
چقدر کوتاهه این خنده!
همون لحظه که میخندم
یکی چشمامو میبنده!
با پرستوها سر سودا ندارم
پی سیمرغ میگردم
همه افسانه ها حیران از این حالی که من دارم
قلم در دست دارند و روایت میکنند احوال زارم را.
دلم ابر است و
چشمم خانه ی باران
فقط شرح جنونم را خدا داند
که خود امد
کنارم
گفت با من آنچه میباید.
و من خاموش و این احساس شد؛ آرامشی بر جان بیمارم.
پی کوچم
دلم پرواز میخواهد
ولی هم بال با سیمرغ.
من از جنس خزانم
با پرستوها سر سودا ندارم.
یخ زده خورشیدش توی سرما مونده
شونه هاش میلرزه کوه غم رو دوشش
ابر حال چشماش خالی آغوشش
خالی از اون حسی که همه گرما بود
سرد سرد دنیاش کاشکی اون اینجا بود
اون که گرمای دلش مرحم درداشه
غم نداره انگار اگه پیشش باشه
آخ که چه غمگینه ساکت و افسرده اس
غنچه ی احساسش یخ زده پژمرده اس
شونه هاش میلرزه گونه هاش تر میشه
چشماشو میبنده ولی بدتر میشه
خاطرات خوبش جلو چشماش هنوز
میگه تنها موندی توی تنهایی بسوز
توی بغض و گریه وقتی دستاش سرده
زیر لب میخونه (مکث)
کاش بشه برگرده!
پشت دیوار یه نفر سر به زانو داره
تو خزون سردش، بی امون میباره
بیا تا تموم کنی سال بی بهارشو
پر نور دل کنی این شبای تارشو
حس گرم خنده شی روی لبای یخ زدش
میدونی دوس ات داره نگیر این عشقو ازش
دل گرمتو بیار رو یخ دلش بذار
تو مسیر گریه هاش غنچه ی بوسه بکار
با هوای عاشقی بیا برگرد به خونه
یکی اینجاس، میدونی، نباشی نمیمونه
بگو میخوای بمونی، همونیکه بودی باش
نذار تا ابد دلش زیر لب بخونه "کاش..."
پشت دیوار یکی هست که هنوز منتظره ...
(حس "ها")
ادامه مطلب
تا به سحر خیره به مهتاب بود
کنج قفس، بلبل ِ بی تاب بود
سوز جگر بود و پی ِ آب بود
آب ولی چاره ی دردش نبود
آنچه که او خواست می ِ ناب بود
خواست کسی را که جهانست پی
کو قدمش نغمه ی مضراب بود
جلوه گر بخشش و اعتاب بود
قصه یک مونس و احباب بود
در دل شب، عاکف محراب بود
عالم از این حال به اعجاب بود!
وای که غافل - دل ما خواب بود!
غرقه ی خوابی که چو گرداب بود!
یافت هر آن لعل که نایاب بود!
راهی می خانه شد آن کاروان
وای که غافل - دل ما خواب بود!
دارم بارم رو میبندم
واسه رفتن واسه پرواز
لباس و عطر و یک قرآن
واسه آغاز یک آغاز
نگاهم سمت آیینه اس
واسه رفتن همین بسه
همین قلبی که تو سینه اس
چقدر آرومه، خوابیده
آخه طفلی تموم شب
ستاره ها رو میدیده
شب و تا صبح میبارید
به امید چنین روزی
یه عمری، شب نمیخوابید
منم آروم میگیرم
چمدونم رو میبندم
دارم پروازو میبینم
الان تو اوج ابراییم
همون جایی که میدیدی تو رویاها، همون جاییم!
واسه رفتن به یک آغاز!
بخواب آروم بخواب آروم!
چه خوبه حس این پرواز!
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم/کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
"حافظ"
رسیده تا خونه ی دل
وقتی دلا یکی شدن
به رسم حق آب و گل
دونه به دونه هر کلام
میشه یه برگ خاطره
خاطره ی روزایی که
محال یادمون بره
تولد خاطره هاس
بخار رو تنگ دلم
صداقت گرمی "ها"س
وای که چه دنیایی شده
این روزا دنیا واسه ما
ترانه هم یه خاطره اس
خاطره ی زیبای "ها"!
پا به پا توی کوچه ها
من و تو و خاطره ها!
شیشه ی دل تر شده از
خاطره ی زیبای "ها"!![]()
حسی که چند روزه میگه بسه دیگه دیره برو
حس میکنم وقتشه که بیام بگم دوس ات دارم
اما میترسم که بگی:(مکث)
من به تو حسی ندارم!
اما تو رویای منی
اما تو دنیای منی
حس میکنم دوس ام داری!
حس میکنم حس میکنی همین روزا میخوام بیام
(میخوام بیام خواستگاری نگو نه، نگو نمیشه...
)
حس میکنم حس میکنی این همه دلواپسیو
دلنگرونم که بری یا بپسندی کسیو
اما تو رویای منی
اما تو دنیای منی
حس میکنم دوس ام داری!
حسّمو دستم میگیرم، میام کنار حس تو
قلبمو با یه شاخه گل، میخوام بدم به دس تو
اما یهو میخندی و میگی که عاشق منی
وای که تو رویای منی
وای که تو دنیای منی
بهم میگی دوسم داری!
وای که چقد دوس ات دارم
دنیا برای ما کمه
وقتی میگی دوس ام داری
حس تو احساس منه!
ایــــــــــــــــــــــــــــول!![]()
سر روی شونت میذارم
امون نمیده هق هقم
جز تو پناهی ندارم
سر روی شونت میذارم
منو به رویا میبری
انگار هنوز نگفته هم
از حال من با خبری
حال خراب قلبی که
این روزا ویرونه شده
هرکی دیده فک میکنه
طفلکی دیونه شده
دل میسوزونن آدما
اما میسوزه قلب من
از نیش اون ترحمی
که میزنه به روح و تن
کسی نمیپرسه، چرا
این همه غمگینه دلم!
چرا تو جمع شادشون
نیومده، باید برم!
حال دلی که خون شده
شرح هزار و یک شبی
که باعث جنون شده
گنجه ی تلخ لحظه هاست
می خوام بخونمش ولی
سنگ صبور من کجاست؟
سر روی شونت میذارم
خیلی خراب و خسته ام
جز تو پناهی ندارم!
سر روی شونت میذارم
منو به رویا می بری
حتی اگه چیزی نگم
از حال من با خبری!
آروم میگیره گریه هام
میرم به خواب نازی که
میخوام ازش بیرون نیام!
کنار تو آرامشه
سر روی شونت میذارم!
فقط همینو بگم که دلم نمی اومد این شعر رو روی وبلاگ بذارم...
اما به قول سلطان، این نیز بگذرد...
(ازتون میخوام اگه خوندید حتما کامنت بذارید!)
در ضمن خسرونامه هم تولد ۲ سالگیشه ! ماشااله چه زود بزرگ شد!![]()
![]()
بخاطر همین از چند وقت پیش یه بخشی رو به وبلاگ اضافه کردم (تو همون قسمت نوار کناری) که درواقع آرشیو دائمی خسرونامه است و تمام مطالبی که از آغاز تا امروز روی وبلاگ اومده رو اونجا میشه پیدا کرد.
من، علیرضا، ۲۰ و یک سال دارم!
وقتی غروب، رو ساحلش
فرشته ای پا بذاره
بخونه از راز دلش
بخونه از تنهایییاش
کنار بی خوابی و ماه
از آرزو های محال
دود سیاه قلب و آه
سر بذاره رو دامنش
بغض صداشو بشکنه
بگه: جزیره! مثل تو،
تنهایی تقدیر منه
بگه اگه طلوع من
پی غروب رفتنه
دلیل موندنم تویی
خاک تو مونس منه
:
.
همیشه آخر کتاب
وقتی جزیره عاشقه
تمام اضطراب اون
رسیدن یه قایقه
حالا تمومه قایقا
اگه بیان سراغشون
خوب میدونه کم نمیشه
سهمی از عشق پاکشون
جزیره هم عاشق میشه/
فرشته پاک و صادقه/
بعد از پشت سر گذاشتن ۳هفته طاقت فرسا برگشتم تا بگم:
دوستان من، سلام!
تو شب تار من
علاج این
دل بیماره من
من عاشقم
عاشق نگاهت
فقط تویی
دل و دلدار من
چه خوبه که
تو کنارم هستی
با اون چشات
به دلم نشستی
همین که تو
اومدی به قلبم
پشت سرت
در غم رو بستی
دنیا چه خوبه تو کنارم هستی
ستاره بودی و شبو شکستی
از آسمونا اومدی کنارم
با خنده هات باز در غم رو بستی
ستاره ای
به دلم نشستی
:
پشت سرت
در غم روبستی
!!!!!!!
بدونه تو خرابه
ولی می خوام نمونی
وقتی برات عذابه
اخه دارم میبینم
پای دلم نشستی
ولی هزار و یک بار
بخاطرم شکستی
اینهمه خوبی کردی
بازم بدی شنیدی
یه دنیا خیری اما
خیری ازم ندیدی
قلبتو صادقانه
به من سپردی اما
قلب تو رو شکستم
گل غریب و تنها
پنهونی گریه کردی
تا اشکاتو نبینم
باز از خودت گذشتی
اما هنوز همینم
چقدر تو مهربونی
چقدر نا مهربونم
شرمنده ی چشاتم
اگه باهات بمونم
برو نذار ببینم
اشک چشاتو بازم
برو بذار تموم شه
این حال سوز و سازم
نمون پای دلی که
واسه تو همزبون نیست
با اینکه مهربونی
باز با تو مهربون نیست
نذار بسوزه روزات
با هیزم حضورم
تو پای من شکستی
شکسته شد غرورم
منو ببخش عزیزم
به حرمت دلی که
حریمشو شکستم
باهام غریبه دیگه
منو ببخش عزیزم
دلم داره میلرزه
میخوام نمومی پیشم
دلم به چی می ارزه
:
منو ببخش و
بگذر...
در فصل آشنایی
حسرت کشم که شاید
یک شب به خوابم آیی
آخر چه رسم عشق است
از خانه ی دل من
این گونه دل بریدی
گویی دگر نیایی
دیدی که عاشم ام من
دیدی که دل سپردم
اما نوشتی از عشق
در بوته ی جدایی
اکنون گذشته عمری
چون زیر برف و باران
در گوش من نوایی
گوید چه بی نوایی
گوید چه ساده بودی
پای دلی نشستی
کین گونه عاشقانه
شد سهم بی وفایی
خندد به حال و روزم
اما نداند عمریست
جز از صدای پایت
من نشنوم صدایی
من از هوای عشقم
شبگرد خاطراتم
درگیر حس بودن
در جامه ی گدایی
این چینه ی جدایی
برچین و سوی من آ
زیبا پری عاشق
آخر بگو کجایی!!
زیبا پری عاشق
در موسم جدایی
حسرت کشم که شاید
یک شب به خوابم آیی...
البته شاید بهتر بود به مناسبت روز مادر میگفتم:
"مــــــــــادر، بی تو تنها و غریبم!"![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نبودت سخته این روزا
که دنیا بد شده با من
که بدتر میشه این اوضا
یه وقتایی به یاد تو
میرم سر وقت عکساومون
کنار خاطرات تو
کنار اشک چشمامون
به یاد اون زمانی که
با هم تو کوچه های شهر
میرفتیم و میخندیدم
به آشتی میرسید هرقهر
به یاد اولین روزا
که گل بوی صداقت داشت
خدا رو قلبمون انگار
نهال عاشقی می کاشت
تمام اضطراب من
سلام ساده بود بس
تو هم چشمات حیا میکرد
منو میدید و چش میبست
همش دنبال یک فرصت
که با تو هم زبون باشم
بهونه می تراشیدم
یه کم بیشتر باشی پیشم
نمیخوابیدم اون شبها
با فکر رو با خیالاتم
که امرو چی بهت گفتم
که فردا تا کی همراتم
فقط دنبال این بودم
بدونم که منو میخوای
حواست پرت من میشه
که پنهونی منو میپای
تا اینکه اومدی پیشم
نگاه کردی به چشمامو
سپردی قلبتو دستم
گلستون کردی دنیامو
کنار تو چه زیبا بود
هوای عاشقی انگار
که عاشق تر میشد قلبم
تو رو میدیدمت هر بار
همه دنیا میدونستن
کنار هم چه خوشبختیم
خیالم من نمی کردم
ببینم آخر خطیم
ولی دیدم یه روز انگار
چشات از عشق من خسته است
که خاموش تنور عشق
درای قلب تو بسته است
نمیدونم ولی شاید
اینا تقصیر من بوده
که انقد ساده بعد من
دلت، تو خونش آسوده
برام سخته که میبینم
چه چیزایی به هم میگیم
برای این جدایی هم
چه قولایی بهم میدیم
نمیدونم که بعد من
دل تو سهم کی میشه
من و عشقی که این روزا
داره می سوزه از ریشه
بدون میمیرم اون روزی
که جای من یکی دیگه
ببینم پیش تو داره
بهت "ای عشق من" میگه!
آخه تو عشق من بودی
هنوزم باورش سخته
نوشتی خسته ای از من
همین جا آخر خطه!
فلک با من بد افتاده!
تنهاییه ۱۰۰ ساله نسلی که اولینشون رو به درخت بستند و آخرینشون طعمه مورچه ها شد!
و من در حالی که یک پنجم از ۱۰۰ سال رو پشت سر گذاشتم
به معنای تنهایی فکر می کنم
و اینکه شاید
تنها بودن بهتر از تنها ماندن است!
اگر قرار است تنها بمانم ،تنهایی ام را بر هم نزنید!
قصه از یه جای دور
از یه شهر بی عبور
آسمون نیمه ابری
توی کلبه قدیمی
کنار شعله آتیش
روی صندلی چوبی
مرد تنها مرد غمگین
رو دلش یه داغ سنگین
بسته ریسمون نگاشو
به در همیشه بازی
که یه روزی شده قاضی
واسه شرط باخت بازی،
قاب تصویر غم انگیز جدایی،
پیش چشماش تا همیشه
صفحه صفحه خاطراتی:
که طلوع صبح امید ...
که نگاه مهربونی ...
که غروب عاشقونه ...
که شب و شمع و سرود آسمونی ...
جمله های نا تموم اند
روی سینه کتابی
که فقط منتظر یه انتها اند
یا یه نقطه
که تمومه جمله های نا تموم و
برسونه به سر خط
یا صدایی که بگه
قصه تموم شد
دوباره نقطه سر خط!
اما انگار...
یکی بود یکی نبود
دیگه نه مردی و نه کلبه ای و جمله ای و نقطه ای بود
یکی بود
یکی نـــــبود
قلبی غم انگیز و محزون
در کوچه حصر لیلا
نقش زمین سرو مجنون
:..
"اُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ،
سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ،
مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ،
مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ،
مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ، وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً، وَ حَسِیباً، وَ جَازِیاً، وَ مُثِیبا"
هر شب و روز میمیره و بهونتو میگیره و
می دونه تقدیرم چیه آیینه سهم سنگ و
منو به تنهایی میدی
تو غصه خلوت می کنم
با پونه های کویری
آی پونه پونه گل من
ویرونه خونه گل من
بیچاره قلب عاشقم
تنها می مونه گل من
تنهایی تقدیر منه
ستاره که دل بکنه
آسمونو میخوام چی کار
ابره که بارون میزنه
تر میشه جاده نگام
پشت قدم های کسی
که نفسم بود و گذشت
ساده از این هم نفسی
بوی نم کوچه میاد
پونه دلم خیلی پره
خیلی دلم گریه میخواد
...
بارانت چه شد
خانه ی دل تلی از درد است
درمانت چه شد
این خزان پایان ندارد
ای زمین
"باغ بی برگی" محال است
نو بهارانت چه شد
:
:
چشم عاشق خون فشان است
عطر جانانت چه شد!
بین خودمون بمونه،همچینی دلم گرفته!
خوب اینجارو درست کردم که گه گاهی هم حرف دل خودمو بزنم دیگه!
اگه کسی خوشش نمیاد میتونه نخونه!
دوست دارم خدارو بغل کنم سر بذارم رو شونش های های گریه کنم!
دیدی یه وقتا فکر میکنی از یکی طلب کاری،همچین احساس قدرت میکنی،
باد میندازی تو گلو، حالت تهاجمی میگری
بعد یه کاری می کنه شرمنده میشی!؟
الان ساعت ۱ شبه/ شنبه ۲۷فروردینه!
و دقیقا همین الان!
همین!
گلومو میگیره
نمی دو نی بی تو
"یه تنها" می میره
دل من هنوزم
به یادت می سوزه
هنوزم با گریه
به در چش می دوزه
واسه قلب غمگین
نبودت چه سخته
غمی که تبارش
سیاهیه بخته
من از غصه انگار
جدایی ندارم
که تقدیرم اینه
همیشه ببارم
شاید هم سزامه
که تنها بمونم
تو عزلت بشینم
از این غم بخونم .
یه دردی رو قلبم، داره جون میگیره
رو قلبی که تنهاست و تنها میمیره
ولی خوبه امروز
تو دوری و شادی
نمی خوام بدونی
به قلبم چی دادی
همین که میدونم
دلت شاده بسته
منم سهم تقدیر
با این قلب خسته
/
واسه قلب غمگین، نبود تو سخته
غمی که تبارش، سیاهیه بخته
من از غصه انگار، جدایی ندارم
که تقدیرم اینه، همیشه ببارم
شاید هم سزامه، که تنها بمونم
تو عزلت بشینم ، از این غم بخونم
و...
این همه غم و پریشونی
هدیه ی تو بود واسه این دل
باورم نشد نمی مونی
پر از احساس تو بود اما
بی خبر رفتی و من موندم
با یه فلب خسته و تنها
نمی دونی که شب و روزم
تو حیاط خونه ی متروک
خیره می مونم و می سوزم
زنده میشه یاد اشکات و
هرجا میرم هر جا که هستم
واسه من یه خاطره است با تو
رو دل همیشه غمگینم
زندگی سخته برام وقتی
دیگه چشمات و نمیبینم
اون روزی که من دیگه رفتم
اون روزی که میشنوی میگن
زیر بارون بارم و بستم
ادامه مطلب
نمونده راه پیش و پس
همیشه تو فکر توه
هر جا میره هرجا که هس
هنوز کنار عکس تو
یه شاخه ی نیلوفره
یادش نبرده عطرت و
خیره به راه جاده هاس
میگه همین روزا میای
چشم امیدش به خداس
که زیر بارون اومدی
به خلوت پر از غمش
باز عطر عاشقی زدی
آهای تو که بی خبری
از اشک و بغض بی امون
یکی دلش پیش توءِ
ارزش این عشق و بدون
...
البته یه مقدار هم تاریخ گذشته است فعلا تمرکز ندارم که چیز جدیدی بنویسم
آخه امروز ما یه فرشته خانم خوشگل و مامانی تو راه داریم
![]()
البته می طلبید که یه شعر مثل"خوشگل خانوم" یا "قربونش برم" بذارم![]()
آن زمانی که تو را می دیدم
دست و پا گم کردم
و چه بی آلایش
پیش چشمان تو می خندیدم
خنده و بغض به هم می آمیخت
و نمی دانستم
که چه حالی دارم
سخت حیرت زده و مات
به خود می گفتم:
-که حقیقت دارد؟
-این ستاره است در این شب که به ما می تابد؟
-واقعا بیدارم؟
-بعد از آن دوری و درد
-این ستاره است که برگشته به این کلبه ی سرد؟
و حقیقت دارد
آنچه را میبینم
واقعا بیدارم!
با همان بغض گلو
از سر شور شعف
همچنان می خندم
دست و پا گم کردم
و نمی دانم چه باید کردن.
::-آیینه!
ای دوست!
تو به گو با من
این سر و وضع که دارم خوب است؟
خوب دقت کن
آخر آن کس که مرا میبیند، بسیار محجوب است.
::-اگر از من پرسی
بی سر و وضع ترین وضع تو هم
پیش آن که کس که به دیدار "خودت" می آید
بسیار محبوب است!
::-آه
آی آیینه!
آی همیشه همدم!
آنچه بر تن دارم بسیار فرتوت است
خاک و خاکستر این دوری سخت
بر تن آن مانده
تار و پودش به گسست افتاده
و دگر رنگ به رخسار ندارد انگار.
::-آنچه او میبیند
رنگ رخسار دل است
تار و پود عشق است
که چنین از پس این کهنه لباس
همچنان با دل او پیوسته است!
::-آه ای آیینه!
من در این کلبه ی سرد
هیچ سیبی ندارم که به یارم بدهم
و ندارم حتی
لقمه ای شیرینی
تا که خوشکام نماید او را.
::-سرخی روی تو سیب است
بهتر از آنچه تو خود میبینی
و لبخند تو خوشکام ترین شیرینی!
::-آه ای ایینه
او ظریف است
و طاقت نکند سرما را
خوب می دانم
که این کلبه برایش سرد است!
::-گرمی عشق،
که در چشم تو است
پیش او گرمتر از خورشید است!
که چنین می گفتی:
گرمی عشق،
که در چشم تو است
پیش من گرمتر از خورشید است!
مهرانگیزترین دست نوشته ی من!![]()
من با قطار عشق
راهی شدم یه شب
تا دشت سرنوشت
اما فرشته ای
از آسمون رسید
رو سینه قطار
اسم تو رو نوشت
خورشید و ابر و ماه بیدارن
میدونن امشب مال هم میشیم
امشب تمومه ابرا میبارن
امشب پر از نور نگاه توست
چون آسمون آبی قلبم
خونه نشین روی ماه توست
من با تو از خورشید می خونم
مهتاب هم مبهوت ما میشه
من تا ابد پیش تو می مونم
وقتی که بار عشق و میبندیم
همراه هم تو کوچه نمناک
ما هم قدم میشیم و میخندیم
:
.
تا همیجاشو عشقه که ،همینطور دوره هم شادیم و میخندیم!![]()
وقتی چشاتو دیدم
نفهمیدم چه طور شد
از همه دل بریدم
از عشق تو نوشتم
نوشتم ای ستاره
تویی تو سرنوشتم
شدم اسیر چشمات
کاشکی بیاد یه روزی
دس بذارم تو دستات
همسقف و سرپناهم
بشی تمومه دنیام
خورشید و ابر و ماهم
::دلم آروم نداره
::تا که بیای کنارم
::واسه تو بی قراره
عشقم تویی ستاره![]()
...![]()
سال یک هزار و سیصدو نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود مبارک!![]()
![]()
عجب سالی بشه امسال ![]()
تا اینجاش که تازه چند ساعت گذشته خیلی باحال بوده ،تازه قراره باحال تر هم بشه![]()
گفتم سال جدید رو با یه "شیش و هشتی" شروع کنیم که حال هم بدهد!![]()
چطوره خوب فکری چردم؟![]()
دانی دلبستم
نه به بار ِ
کجش وابستم
زندگی هر چی میخواد باشه
پای عهدم با خدا هستم
طفلی اون کسی که پاش گیره
طفلی اون که دل خوش دنیاس
بی خبر یه روزی میمیره
مثه یه سرابِ بی مرزه
هر چی بود قبلا درو کردیم
حتی به خنده اش نمی ازره
مثه یه خرابه ویرونه
می زنم چوب خط روزامو
تا یه روز بگن بریم خونه
از غم و دلواپسی دوره
روی دیوارش گل و سبزه است
کنارش یه رود پر شوره
خونه ی ما یه جا اون بالا ست
یه جایی بالا تر از ابراست
اون جا که فرشته ها میگن
حس بودن با خدا زیبا ست
...
حس بودن با خدا زیباست
شک ندارم که خدا اینجاست
پس فقط تنها به یـاد او
می نویسم زندگی زیباست!
سال ۹۰ داره از راه میرسه
عید همگی مبارک باشه!![]()
![]()
![]()
فکر کنم خیلی سال مهمیه و خیلی چیزا قراره اتفاق بیفته و خیلی چیزا عوض میشه![]()
برای ما که از همین روز اولی کلی ماجراهای مهم تو راه داره ، مهم و خیلی شیرین!![]()
اولیش امروز استارت میخوره
ولی به قول بچه ها هنوز "نه داره،نه به باره"![]()
90/07/07
دلنگاشته های علیرضا| |
90/07/01
دلنگاشته های علیرضا| |
دنیا پر از گوساله و گاوه
90/06/22
دلنگاشته های علیرضا| |
باید از غصه جداشیم
90/06/17
دلنگاشته های علیرضا| |
پره درد و دلم ای وای
90/06/14
دلنگاشته های علیرضا| |
من از جنس خزانم
90/05/25
دلنگاشته های علیرضا| |
90/04/30
دلنگاشته های علیرضا| |
یک دو سه چندی شد و مجنون شهر
90/04/26
دلنگاشته های علیرضا| |
90/04/18
دلنگاشته های علیرضا| |
90/04/16
دلنگاشته های علیرضا| |
حس میکنم حس میکنی حسی که دارم به تو رو
90/04/14
دلنگاشته های علیرضا| |
کنار تو آرامشه
90/04/08
دلنگاشته های علیرضا| |
از همه دوستانی که تماس گرفتن، پیامک زدن، کامنت گذاشتن، امیل فرستادن، رو دیوار فیس بوک نوشتن، چاپار اجیرکردن،به روش سرخپوستی دود هوا کردن، کبوتر نامه بر فرستادن و خلاصه به هر طریقی پیام قشنگ تولدت مبارک رو به دست من رسوندن تشکر میکنم! دمه همگی خانوما آقایون گرم!
90/04/07
دلنگاشته های علیرضا| |
جزیره هم عاشق میشه
90/04/06
دلنگاشته های علیرضا| |
ستاره ای
90/03/12
دلنگاشته های علیرضا| |
بدون هوای قلبم
90/03/12
دلنگاشته های علیرضا| |
90/03/05
دلنگاشته های علیرضا| |
90/02/31
دلنگاشته های علیرضا| |
90/02/27
دلنگاشته های علیرضا| |
90/02/20
دلنگاشته های علیرضا| |
با چشم گریون دل ِ خون
90/02/17
دلنگاشته های علیرضا| |
وقتی دلم میگیره و از دست دنیا سیره و
90/02/06
دلنگاشته های علیرضا| |
آسمان امشب هوا ابر است
90/01/27
دلنگاشته های علیرضا| |
یه بغضی همیشه
90/01/19
دلنگاشته های علیرضا| |
حال و روزمو نمی دونی
90/01/11
دلنگاشته های علیرضا| |
واسه دلی که عاشقه
90/01/10
دلنگاشته های علیرضا| |
خواب بودم انگار
90/01/05
دلنگاشته های علیرضا| |
از کوه آرزو
90/01/03
دلنگاشته های علیرضا| |
برای بار اول
90/01/01
دلنگاشته های علیرضا| |
نه به دار ِ
89/12/29
دلنگاشته های علیرضا| |
